ايرج افشار

292

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

به همين علت اگر در جريان تاريخ گذشتهء ايشان دقت كنيد مىبينيد ايرانى هروقت رأس و رئيسى قادر و توانا يا سردارى مصلحت‌بين و صاحب‌عزم داشته در تحت اداره و اوامر و تشويقات او به انجام اعمال عظيمى مبادرت جسته و يادگارهاى بزرگ و آثار سترگ از خود به‌جا گذاشته و در خلاف اين صورت به گودال پستى و انحطاط فرو شده است . واقعهء ظهور نادر بهترين شاهد اين مدّعى است . ده سال قبل از ظهور او مردم ايران كه به حكم سبكسرى تهىمغز مثل شاه سلطان حسين و درباريان سفيه او بودند بقدرى دچار ضعف و ناتوانى شده و به حدّى فاقد شرايط حيات و قدرت بوده كه ده نفر ده نفر آنها را افغانى به طنابى مىبست و سر مىبريد و از كسى جنبشى بروز نمىكرد . ظهور نادر همين مردم مرده‌دل ناتوان را يك‌مرتبه چنان توانا و قادر كرد كه در زير پرچم اقتدار او مملكت تاريخى هند را به يك يورش مردانه گرفتند و آن‌همه جواهر و افتخارات را به ايران آوردند . مثل اين است كه ايران هروقت در سايهء بىكفايتى سلاطين عيّاش و نالايق خود به حضيض مذلّت مىافتد و در انظار كوتاه‌نظران به سرحدّ ناتوانى و لب پرتگاه زوال مىرسد دست قدرت از آستين غيب فرزندى از تواناترين فرزندان او را به عرصهء ظهور مىرساند و وظيفهء سنگين نجات مملكت و ملّت را بر دوش هوش و كفايت او مىگذارد تا ننگ اين مذلّت را از رخسارهء مادر محبوب وطن بشويد و بار ديگر او را به جامهء افتخار و شوكت ملبّس و مجلّل سازد . [ 15 ] قريب يكصد و پنجاه سال است كه مملكت ما دچار ضعف و ناتوانى و ناامنى و خرابى است و مىتوان گفت از بعد از فوت كريم خان زند ( سال 1192 ه ) تاكنون به خود روز راحتى نديده و اندكى آرام نداشته است . قاجاريّه به جاى بسط دامنهء عدالت و آبادى مملكت اوقات خود را فقط صرف عيّاشى يا كشتار مردم كرده و ايامى را هم به غافل كردن مردم گذرانده‌اند . از ميان ايشان فقط آقا محمّد خان توانسته است قليل مدتى ايران را آرام و مردم را ساكت كند اما به چه وضع . يك نفر مسافر آلمانى خوب اين قضيهء را تشريح مىكند و مىگويد :